ارتقاء کیفیت بهره وری در آموزش و پرورش دانش آموزان

با وجود تعاریف زیاد درباره بهره وری ، به منظور اجرایی كردن آن در آموزش و پرورش می بایست تعریفی هماهنگ و سازگار با شرایط و نیازهای آموزش و پرورش  به كار برد و ازطریق مشاركت كلیه كاركنان قدم های موثری را در این راه برداشت.

راهكارهای افزایش بهره وری مستلزم شناخت كافی وضعیت موجود و فرهنگ كاری آموزش و پرورش است. باتوجه به تفاوتهای مهم در فرهنگ كاری سازمانها و وضعیت موجود آنها می توان گفت راهكارهای افزایش بهره وری نیز در آنها متفاوت خواهدبود. در سطح كلان یا ملی این وظیفه دولت است كه با برنامه ریزی لازم زمینه ارتقای بهره وری را فراهم سازد.  اما در سطح خرد یعنی در سطح مدارس ، مدیریتها و سازمانهای آموزش و پرورش ، وظیفه مدیران این واحدهاست كه با ایجاد جو مشاركت در محیط ، در كاركنان احساس غرور نسبت به كار ایجاد كرده و با تشویق كاركنان خوب و تلاشگر، گرایش و تعلق خاطر آنان را به محیط كار بیشتر كنند.

آنها همچنین می توانند با افزایش میزان صمیمیت و ایجاد روح همكاری در محیط كار، ارتباط كاركنان و مدیران را نزدیك تر نموده و آنان را به مشاركت در بهبود بهره وری سازمان یا مدرسه  تحت سرپرستی خود و كاهش اتلاف منابع راغب سازند . لازمه این امر، شناخت و تجزیه و تحلیل وضعیت فعلی و ارزیابی عملكرد فرآیندهای مختلف آموزش و پرورش و نتایج حاصل از این فرآیندها و تلاش بی وقفه برای دگرگونی آن است كه سیستم های سازمان را در راستای  بهبود مستمر و مطلوب و روند رو به رشد هدایت كند. ازجمله راهكارهای افزایش بهره وری می توان موارد زیر را پیشنهاد نمود:

 

1)   تعهد و حمایت مدیریت ارشد از برنامه های عملیاتی بهبود و افزایش بهره وری.

2) تشكیل كمیته عالی بهره وری متشكل از مدیران كلیه واحدهای سازمان ، هسته ها و تیم های بهبود بهره وری با مشاركت فراگیر فرآیندگونه كلیه كاركنان با نگرش ایجاد دوایر یا گروه های بهبود بهره وری

3) تدوین استراتژی مدیریت بهره وری فراگیر و جاری سازی عملیاتی آن.

4) ایجاد باور، اعتماد و اطمینان در كاركنان نسبت به استراتژی و برنامه های پیشنهادی.

5) بكارگیری مكانیزم های ارزیابی عملكرد سازمان ، تدوین و جاری سازی شاخص های ارزیابی و سنجش عملكرد سازمان همسو با مدیریت بهره وری از قبیل اثربخشی ، كارآیی، انعطاف پذیری و كیفیت زندگی كاری.

6) اصلاح نظام مدیریت كه در این راستا باید اهداف و ساختار سیستم با نگرش فرآیندی تنظیم شود و از گسترش بی رویه افقی و عمومی سازمان جلوگیری گردد. همچنین باید به درجه ادغام تمام سیستم های مستقل و تخصصی به سیستمی جامع و یكپارچه با نگرش فرآیندی ، كیفیت داده ها و كیفیت فرآیند تغییر، توجه بسیار شده و بین مراحل حساس تغییر، ارتباط لازم ایجاد گردد.

7) برقراری آموزش های اثربخش در تمام سطوح سازمان.

8) برقراری ارتباط و همكاری اثربخش بین واحدها و قسمت های مختلف سازمان با بكارگیری فنون كار گروهی.

9) سازگاری میان مدیریت و نیروی كار در روش های بهبود بهره وری.

 

10) از كاركنان انجام كار با كیفیت خواسته شود.

11) اولویت دادن به تحقیقات كاربردی درباره فرآیندهای شغلی و كاری.

12) مدیر باید تمامی كاركنان را از جزییات كاری كه در حال انجام آن هستند ، مطلع نموده و آنان را در بهبود فرآیندها مشاركت و یاری دهد.

13) مدیران باید از اهداف پراكنده و بدون برنامه ریزی اجتناب كنند.

14) مدیران باید شخصاً وقت بیشتری برای برنامه ریزی ، هدایت و كنترل فعالیت ها برای افزایش بهره وری صرف كنند.

افزایش بهره وری در آموزش و پرورش  ضمن اینكه سبب افزایش كیفیت خدمات  آموزش و پرورش می گردد ،  قیمت تمام شده آن را كاهش می دهد ، بازدهی سرمایه را نیز افزایش داده و ارتقای استانداردهای زندگی را فراهم می سازد كه این هر دو از عــوامل اصلی ایجاد ثروت ملی محسوب می شوند .

بنابراین، می توان گفت كه افزایش بهره وری به ویژه در آموزش و پرورش بهترین ابزار برای افزایش بهبود سطح زندگی مردم و ایجاد ثروت ملی است. از دیدگاه سیستمی با گسترش این تفكر در سطح منابع اقتصادی جامعه می توان نتیجه گرفت كه افزایش بهـــره وری آموزش و پرورش  موجب افزایش بهره وری ملی شده و آن نیز به بالا رفتن قدرت خرید مردم ، رونق اقتصادی ، افزایش درآمد ملی ، كاهش تورم و همچنین افزایش اشتغال در درازمدت منجر خواهد شد.

 

 

بهره وری در آموزش و پرورش

دیر زمانی از بکارگیری شیوه های ارتقای کیفیت و بهره وری در صنایع و بخشهای اقتصادی نمی گذرد. موفقیت این راهکارها در رشد و توسعه اقتصادی، صاحبنظران را بر آن داشت تا آنها را در بنیادی ترین نهاد اقتصادی اجتماعی یعنی آموزش و پرورش بیازمایند و صد البته بکارگیری شیوه های ارتقای بهره وری در نظام های آموزشی نیز موفقیت آمیز بوده است. بطوری که همگان معتقدند کشورهای پیشگام در رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی مسیری جز ارتقای کیفیت و بهره وری در آموزش و پرورش را نپیمودند. بنابراین استفاده از فواید حاصل از ارتقای بهره وری نقش بسیار مهمی در رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی کشورهای گوناگون دارد.

كشور ما نیز كه در جهت اقتصاد دانایی محور حركت می‌كند و تمامی تلاش خود را برای افزایش سرمایه‌های انسانی بكار می‌گیرد چاره‌ای جز ارتقای بهره ‌وری در سطوح گوناگون به ویژه آموزش و پرورش ندارد.

 

ضرورت و اهمیت بهره وری در آموزش و پرورش:

یکی از زیر بنایی ترین نهادهای تمامی جوامع بشری پس از خانواده، آموزش و پرورش است.هر ساله منابع انسانی و مالی بسیار عظیمی برای تعلیم و تربیت دانش آموزان مورد استفاده قرار می گیرد.اینکه دانش آموزان آگاهی ها و توانمندیهای ضروری برای زندگی اجتماعی را بیاموزند و در رشد و اعتلای جامعه خود موثر باشند، از مهمترین چالشهای گریبان گیر نظام های آموزشی دنیا ، به خصوص نظام آموزشی کشور ماست.

ارتقای بهره وری در آموزش و پرورش نه تنها به توسعه اقتصادی اجتماعی کمک می کند،بلکه از طریق تربیت نیروی انسانی کارآمد و خلاق می تواند موجب اعتلای کشور گردد. از آنجایی كه امروزه دانش آموزان علاوه بر مهارتهای پایه نیازمند مهارتهای پیچیده ‌تری هستند و منابعی كه در اختیار آموزش و پرورش قرار می‌گیرد، محدود است در نتیجه ارتقای بهره‌ وری در آموزش و پرورش بایستی از طریق ارتقای بهره وری در مدارس صورت گیرد. اگر آموزش و پرورش ، تغییرات كیفی در فرهنگ حاكم بر جامعه بوجود آورد، بدون شك می‌تواند از طریق تحول در رفتار مردم و شكل نهادهای اجتماعی، پیشرفت های قابل ملاحظه ای در نرخ رشد بهره‌ وری بوجود آورد.

افزون بر این، افرادی كه دانش و مهارت مفیدی به دست می‌آورند، می‌توانند فرد مفیدی در جامعه به شمار آیند. آموزش و پرورش با تقویت و تحكیم سرمایه‌های مادی و انسانی بر رشد و ارتقای بهره ‌وری سرعت می‌بخشد. 1

پیش از ارایه راهكارهای گوناگون در زمینه ارتقای بهره‌ وری در مدارس بایستی تعریف دقیقی از آن ارایه نمود. به همین دلیل در این بخش تعاریف گوناگون بهره‌ وری در آموزش و پرورش ارایه می‌گردد.

تعریف بهره وری در آموزش و پرورش:

تا کنون تعاریف بسیار زیادی از بهره وری در آموزش و پرورش ارایه شده است و هر یک از صاحبنظران از دیدگاه خاص خود به تعریف این مفهوم پرداخته اند.برخی بهره وری در آموزش و پرورش را اینگونه تعریف کرده اند:

«بهره وری در آموزش و پرورش تمرکز بر یادگیرنده و بهبود یادگیری است.»

«بهره وری در آموزش و پرورش : عبارت است از ارتباط میان نحوه  استفاده سازمان آموزشی از منابعی كه در اختیار دارد و تبدیل  آن طی فرآیندی آموزشی به ستاده های مطلوب همراه با در نظر گرفتن کیفیت زندگی کاری کلیه ی کارکنان آن .»

«کلان ( 1995 ) بهره وری آموزشی را ارتباط بین دروندادها ( هزینه های مصرف شده در آموزش ) و بروندادها (پیشرفت تحصیلی یا سایر اهداف تعریف شده برای آموزش و پرورش) می داند . از دیدگاه او مسأله اصلی در بهره وری آموزش و پرورش، اثربخشی هزینه و چگونگی استفاده از منابع موجود برای افزایش پیشرفت دانش آموزان است. برای حصول به این نتیجه مهم باید برنامه ریزی آموزشی و مسائل مالی را در بهره وری موثر و ضروری دانست .»

«در آموزش و پرورش بهره وری ارتباط بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با منابع موجود تعریف می شود.»

نکته مشترک تمامی این تعاریف محوریت دانش آموزان و افزایش توانمندیهای آنان، همچنین استفاده بهینه از منابع موجود و کاهش هرینه ها در فعالیتهای مربوط به ارتقای بهره وری است. 2

 پیش فرضهای بهره وری در مدرسه :

بی شک ارتقای بهره وری در مدرسه نیازمند مشارکت همه جانبه  تمامی افراد جامعه به ویژه مسئولین ، کارکنان آموزشی ، دانش آموزان و اولیای آنها است. اما ایجاد مدرسه بهره ور یا ارتقای بهره ‌وری در مدرسه مستلزم  ایجاد اصول، قواعد و پیش فرضهای اولیه ای است که به مهمترین آنها اشاره می شود:

1 - جهت گیری دانش آموز – محور: محور تمامی فعالیتهای مربوط به ارتقای بهره وری در مدرسه دانش آموز است.

2 -جهت گیری به سمت بهبود: رویکردها و فعالیتهای مربوط به ارتقای بهره وری جهت گیری رو به بهبود دارد.این کار از طریق شناخت وضعیت موجود و برنامه ریزی برای بهبود فرایندها و عملکردهای گوناگون صورت می گیرد.

 

3 -جهت گیری به سمت موفقیت بیشتر : داشتن انتظارات بالا از دانش آموزان و کارکنان موجب می شود آنها تمامی سعی و تلاش خود را بکارگیرند.

4 – روحیه کار گروهی، مشاركت و همكاری : ایجاد فضا و جو مناسب برای مشاركت و همفكری و همچنین ترویج و اشاعه کار گروهی، توانمندی هایی را در کارکنان مدرسه و دانش آموزان تقویت می نماید، که آنها می توانند به آسانی با مشکلات روبرو شوند و آنها را حل كنند.

5 – بهره وری تخصصی و حرفه ای: درصورتی که توانمندی ها و مهارت های معلمین از طریق توسعه تخصصی و حرفه ای  آنان ارتقا یابد و در آنها زمینه های لازم برای احساس تعلق، تعهد و مشاركت در تحقق اهداف مدرسه ایجاد گردد،  بهره وری در آموزش و پرورش ارتقا خواهد یافت. 3

 

ویژگیهای مدارس بهره ور:

مدارس بهره ‌ور علاوه  بر كارآفرین بودن، هوشمندی در استفاده از منابع و علاقه، اعتقاد و اطمینان دانش‌آموزان به یادگیری بهتر و بیشتر دارای ویژگیهای زیر می باشند:

1 – محیطی امن و منظم

یكی از مهمترین ویژگیهای مدارس بهره ‌ور وجود محیطی امن، منظم و هدفمند است كه موجب یادگیری بدون تشویش و نگرانی می‌شود. دانش‌آموزان با همكاری همدیگر درس می خوانند، به تفاوتهای فردی احترام می‌گذارند و برای نظرات همدیگر ارزش قایل هستند.

همچنین مدرسه قوانین و روندهای روشنی برای رفتارهای مناسب و مطلوب ، وضع می کند و بطور مداوم بر آنها تاکید می کند.

 

2 -  انتظارات بالا برای موفقیت های روزافزون

اعتقاد تمامی کارکنان مدرسه بر این است که همه دانش آموزان می توانند مهارتهای ضروری را کسب کنند معلمین راهکارهای گوناگون و متنوعی را برای اطمینان از اینکه دانش آموزان مهارتهای مورد نظر را فرا گرفته اند ، تدوین و اجرا می کنند. مدرسه به دانش آموزان در حل مشکلات مربوط به یادگیری کمک می کند.

3 – رهبری آموزشی

مدیر به عنوان یک رهبرآموزشی عمل می کند که رسالت مدرسه را به دانش آموزان ، معلمین و جامعه ابلاغ می کند اگرچه رهبری بسیار گسترده است ، اما مدیر بعنوان یک مربی و یک رهبر پرشور و نشاط عمل می کند

4 – چشم انداز، رسالت و اهداف روشن و دقیق

کارکنان، اهداف مدرسه ، اهداف آموزشی و اولویت های آن را به خوبی درک می کنند و به آنها متعهدند. آنها برنامه آموزشی را طراحی می کنند که فراتر از مهارتهای سطح پایین را به دانش آموزان بیاموزند و پاسخگوی نیازهای سطح بالاتر یادگیری برای تمامی دانش آموزان هستند.

5 - فرصت یادگیری و زمان دانش آموزان برای انجام تکالیف

مدت زمان مناسبی به آموزش مهارتهای ضروری به دانش آموزان اختصاص می یابد. مدرسه در برنامه ریزی برای یادگیری بهتر و انجام تكالیف به دانش آموزان كمك می كند.

 

 

6 -  پایش مستمر پیشرفت دانش آموزان

پیشرفت دانش آموزان از طریق شیوه های متعدد و گوناگون به طور مداوم اندازه گیری می شود. معلمان نیاز به توازن بین آنچه تدریس می شود با آنچه که امتحان گرفته می شود را درک می کنند . بیشتر تاکید ، بر آزمونهای معتبر و براساس برنامه آموزشی است.

 

 7 - روابط خانه – مدرسه

والدین، اهداف مدرسه را به درستی درک می کنند و همیشه حامی و پشتیبان آن هستند و نقش مهمی در دستیابی به این اهداف بازی می کنند. اعتماد و ارتباط کافی بین معلمین و والدین وجود دارد که والدین را قادر می سازد به خوبی برای تحقق اهداف متقابل و در جهت فراهم آوردن تحصیلات با كیفیت بهتر برای دانش آموزان تمامی تلاش خود را بكار گیرند.

 8 – تمامی كاركنان و دانش آموزان در گروههای مختلف با همدیگر همكاری و مشاركت می‌كنند.

احساس مسئولیت‌ پذیری در گروه بسیار زیاد است و برنامه‌ریزی ها به صورت گروهی انجام می‌شود.

9 – وجود فرهنگ مشاركتی، به عبارت دیگر:

- نگرشی سالم و احترام آمیزی در بین اعضای مدرسه وجود دارد.

- از اتخاذ تصمیم‌های آگاهانه و مشترك بر اساس پژوهش حمایت می‌شود.

 

- برای ارتباط هر چه موثرتر دانش‌آموزان، اولیاء و كاركنان مدرسه، به ویژه والدینی كه تمایل دارند به منظور ارتقاء آموزش و یادگیری فرزندانشان در برنامه‌های مدرسه مشاركت فعال داشته باشند، برنامه ریزی دقیق صورت گرفته است.

- آموزش والدین ، بویژه در زمینه اهداف مدرسه و چگونگی مشاركت آنها در تحقق این اهداف، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

- برای پیشرفت دانش‌آموزان در فعالیت ها و اقدامات گوناگون سرمایه گذاری می‌شود.

10 – فرصتهای آموزشی مناسبی برای تمامی دانش‌آموزان از طریق امور زیر فراهم می‌گردد:

- تدوین یك برنامه درسی متعادل در حمایت از مهارتهای پایه از جمله خواندن و نوشتن، علوم و ریاضیات، تربیت بدنی ، هنر و فناوری.

- مهیا نمودن دانش آموزان برای تبدیل شدن به افرادی سخت كوش، اثربخش و مسئولیت پذیر در آینده.

- توسعه مهارتهای یادگیری  به طور مداوم، از جمله مشاركت در یادگیری، برقراری روابط اجتماعی مطلوب، همكاری، مهارتهای حل مسأله و تفكر خلاق و تفكر منطقی.

- ترغیب دانش آموزان به مستقل بودن.

- ارتباط دادن یادگیری دانش آموزان با تجارب زندگی واقعی .

11 – رشد حرفه ای و تخصصی كاركنان بویژه معلمان.

این مهم از طریق موارد زیر حاصل می شود:

 

- حمایت از توسعه حرفه ای مستمر در حوزه‌های مختلف برنامه درسی.

- ارتقای حس دانش پژوهی و مشاركت در فعالیتهای معلمان.

- ایجاد فضایی تخصصی و حرفه‌ای برای افزایش توانمندی های معلمان. 4

 

نتیجه‌‌گیری

همان گونه كه اشاره شد امروزه ارتقای بهره ‌وری در نظام های آموزشی كشورهای مختلف از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. نیاز به ارتقای بهره‌وری در آموزش و پرورش كشورما نیز به خوبی احساس می‌شود. چرا كه  برای تحقق اهداف و برنامه‌های كشور در جهت رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی ، ارتقای بهره‌وری در آموزش و پرورش ضرورتی اجتناب ناپذیر است.

اگرچه تاكنون تعاریف بسیار متفاوت و گوناگونی از بهره‌ وری در آموزش و پرورش ارائه شده است و انتظار می ‌رود بر اساس نیازها و ضرورت های جوامع به توانمندی ها و مهارت های نوین نیروی انسانی تعاریف كاملتر و شاید متفاوت ‌تری از این مفهوم پیچیده ارایه گردد، اما آنچه كه بیش از همه مهم است، لزوم آغاز حركت ارتقای كیفیت و بهره‌ وری از مدرسه است كه مسلما مستلزم وجود پیش فرض هایی است.

حركت ارتقای بهره‌وری در آموزش و پرورش دانش‌آموز – محور است و جهت‌گیری به سمت بهبود و موفقیت بیشتر دارد. این امر امكان پذیر نیست مگر در سایه مسئولیت‌پذیری و تعهد نسبت به انجام دقیق فعالیت های مربوط به ارتقای كیفیت و بهره‌وری، كار گروهی و توسعه حرفه‌ای و تخصصی كاركنان آموزشی.

آغاز این حركت از مدارس به وسیله ایجاد محیطی امن و منظم، تعیین چشم انداز، رسالت و اهداف روشن و دقیق ، رهبری آموزشی قوی و مستحكم، انتظارات بالا برای موفقیتهای روزافزون ، ایجاد فرصت های یادگیری غنی و متنوع، رابطه مستمر و مداوم خانه و مدرسه، سرمایه‌گذاری های فراوان برای پیشرفت دانش ‌آموزان و ازهمه مهمتر وجود فرهنگی مشاركتی و اقدامات بی شمار دیگری كه نیازمند سعی و تلاش بی وقفه است، صورت می‌گیرد.

تمركز بر تسهیل و تسریع فرآیند یاددهی – یادگیری به عنوان با اهمیت ‌ترین فرآیند در آموزش و پرورش نه تنها موجب می ‌شود تمامی فعالیت هایی كه در این جهت قرار ندارند حذف گردد، بلكه موجب حذف دوباره كاریها و هزینه‌های غیر آموزشی می‌گردد.

در این میان نقش نیروی انسانی متخصص، متعهد و خلاق در راهبری حركت بهره‌ وری در آموزش و پرورش غیرقابل انكاراست. آموزش و پرورش می‌تواند از طریق سرمایه  گذاری هدفمند در رشد و توسعه حرفه‌ای نیروی انسانی خود، گامهای موثری در جهت رشد و توسعه اقتصادی اجتماعی بردارد.

بی شك مسیر ارتقای كیفیت و بهره‌وری در آموزش و پرورش با مخاطرات و چالش های عظیمی هم چون اندازه گیری دقیق شاخص‌های بهره‌وری ، برنامه ‌ریزی منسجم برای بهبود و جلب حمایت و پشتیبانی مدیران ارشد و مسئولین روبروست و امید می‌رود با حساس سازی و ایجاد آگاهی‌های لازم در این زمینه ، این چالش ها مرتفع گردند.

 

 

 

روش ناسب تدریس علوم

در همان جلسه اول بعد از معرفی خود و آشنایی با دانش آموزان گروهبندی دانش آموزان که پایه و اساس تدریس موفق می باشد انجام می شود.

برای انجام این کار از دانش آموزان خواسته می شود به گروههای 5 تا 4 نفره تقسیم شوند و مسئولیت این کار را به خود دانش آموز واگذار می کنیم تا انتخاب آزادی داشته باشند و در طول سال در کنار فعالیت درسی با هم دوست باشند.  و از آنها می خواهم که در انتخاب اعضای گروه دقت لازم را به عمل ۀورند و در گروههای آنها حتماً افراد قوی و متوسط در لحاظ درسی وجود داشته باشند.

پس از انتخاب اعضای گروههای و مشخص شدن گروهها وظیفه هر یک از اعضای گروه ( سرگروه – معاون – سخن گو – محقق و مسئول تدارکات) برای دانش آموزان مشخص می شود. از آنها خواسته می شود در طول جلسات تدریس به صورت گروهی بنشینند به شکلی که در گروه تمام اعضای گروه با هم ارتباط نزدیک داشته باشند و همدیگر را ببیند.

از جمله راهکارهای موفق و اجرائی در تدریس علوم و همچنین در تجربی شخصی خود به شرح زیر است:

الف) روش تدریس آزمایشگاهی

ب) روش تدریس فعال

ج) روش تدریس آموزش به صورت گروهی

د) استفاده از نرم افزارهای آموزشی

 

برای تدریس موفق و کارآمد باید از تلفیقی از این روشها جهت تدریس و هدایت دانش آموزان استفاده می شود.

الف) روش تدریس آزمایشگاهی :

 استفاده از روش تدریس آزمایشگاهی برای مطالبی از علوم تجربی که نیاز به آزمایش در آزمایشگاه دارند مناسب می باشد . بدهی است که اگر تدریس مطالب عملی باشد نتیجه و بازدهی آن بیشتر بوده و نتیجه بهتری مشاهده می شود .

آنچه این روش را از بقیه روشها متمایز می سازد وجود مکانی به نام آزمایشگاه است . در این روش اطلاعات در اختیار دانش آموز قرار نمی گیرد بلکه خود آنها به صورت عملی به آن دست می یابند.

مراحل اجرای روش تدریس آزمایشگاهی

1-    مرحله آماده سازی

2-    مرحله زنگ کار

3-    مرحله جمع بندی

 

1-    مرحله آماده سازی : در این مرحله که پیش از کار در آزمایشگاه است درباره آنچه آزمایش خواهد شد دستور العمل های کار را برای دانش آموزان آماده و در اختیار انش آموزان قرار می دهیم .

2-    مرحله زنگ کار : در این روش دانش آموزان به صورت گروهی و با راهنمایی معلم کار خود را شروع می کنند و مراحل انجام کار را به صورت گروهی طی کرده و در جستجوی نتیجه آن تلاش می کنند.

3-    جمع بندی : در مرحله آخر دانش آموزان درباره اطلاعات به دست آماده به بحث می نشینند و نتیجه کار را در اختیار معلم قرار می دهند.

 

ب) روش تدریس فعال :

در این روش بر فعالیت دانش آموزان تاکید می گردد. و خود دانش آموزان در جریان یادگیری – یاد دهی نقش فعال را بر عهده دارند به بحث می پردازند، مسائل را حل و تمرین می کنند و با استفاده از راهها کارهای معلم به کسب تجربه می پردازند . در این روش تعاملی دو طرفه بین معلم و دانش آموز وجود دارد و معلم نقش راهنما و هدایت کننده ایفا می کند ولی انجام کار بر عهده دانش آموز است .

 

ج) روش تدریس گروهی :

روشی است که دانش آموزان به صورت گروهی و مشارکتی به انجام کار خواسته شده ( تحقیق – آزمایش – فکر کنید و ...) می پردازند. در این روش دانش آموز علاوه  بر معلم دارای تکیه گاه دیگری است و آن هم اعضای گروه خود می باشد که به کمک هم رفع مشکل می کنند در این روش باید برکار تمام گروههای نظارت داشته باشیم و تمام دانش آموزان را به کار گروهی وادار بکنیم .  در این مرحله فعالیت دانش آموزان نمره گروهی در نظر گرفته می شود. همچنین امتحان گروهی از دانش آموزان به صورت که در زیر گفته می شود به عمل می آید: در گروه به هر کدام از اعضای گروه یک برگه امتحانی داده می شود و از آنها می خواهیم به همکاری هم به سوالات داده شده در برگه خود پاسخ دهند. پس در هر گروه 1 برگه از میان برگه های اعضای گروه انتخاب و تصحیح می شود و نمره ای که می گیرند به عنوان نمره گروهی در نظر می گیریم .

مزایای روش های تدریس فعال گروهی

1-    قدرت بیان و استدلال دانش آموزان رشد می نماید.

2-    آموزش برای دانش آموز دلچسب و دلپذیر می شود.

3-    دانش آموزان در حل مسائل توانایی بیشتری پیدا می کنند.

4-    مسئولیت پذیری دانش آموز بیشتر می شود.

5-    حس همکاری و تعاون افزایش می یابد.

 درس علوم تجربی از چهار بخش فیزیک ، شیمی  ، زیست شناسی و زمین شناسی تشکیل شده است .

1-    تدریس بخش فیزیک : تدریس این بخش از علوم بیشتر در آزمایشگاه و به صورت علمی انجام می شود و حتی گاهی اوقات آزمایش  در خارج از آزمایشگاه و در فضای باز انجام می گیرد مثلاً در تدریس فصل دوم کتاب دوم راهنمایی که مربوط به نور می باشد محل انجام آزمایش فضای باز در مقابل نور خورشید انتخاب می شود.

2-    تدریس بخش شیمی : برای تدریس بحث شیمی تلفیقی از سه روش گفته شده انتخاب می شود و برای انجام کارهای عملی دانش آموزان به آزمایشگاه برده می شوند و همچنین از نرم افزار های کمک آموزشی استفاده می کنیم .

3-    تدریس زمین شناسی : هدف آشنایی با انواع سنگ – کانی و فسیل می باشد .

برای این منظور قبلاً از دانش آموزان خواسته می شود که اگر سنگ – کانی – یا فسیلی دارند برای جلسه آینده به کلاس بیاورند و ضمن تدریس به شیوه های یادشده علاوه بر سنگ ها و کانی ها ی که خودشان تهیه کرده اند از جعبه سنگ ها و کانیها و فسیل های موجود در آزمایشگاه استفاده می شود. و در کنار هر بحث متناسب با آن سنگ یا کانی مرتبط با موضوع نشان داده می شود و همچین می توان از نرم افزار های آموزشی – عکس و فیلم برای تدریس این بحث استفاده کرد.

4-   تدریس بخش زیست

هدف :آشنایی با موجودات زنده – رشد ، تکثیر و نحوه زندگی آنها و آشنایی با قسمت های مختلف بدن

برای تدریس این بخش هم از روش آموزش گروهی ، فعال و آزمایشگاهی استفاده می شود در این قسمت برای تدریس از اندامها و دستگاه های بدن و اندام مختلف مانند قلب شش و کلیه و مجاری ادرار تشریع می شود البته برای انجام این کار یک هفته قبل برای تهیه این اندام ها با مدرسه هماهنگی می شود تا به تهیه آنها اقدام نمایند . که تشریع این اندام ها توسط معلم و با همکاری دانش آموزان و ضمن آنکه تصویر آن روی تخته کشیده می شود قسمتهای مختلف آن توضیح داده می شود و ساختمان آن بررسی می شود.

در صورتی که امکان فراهم شدن اندام مورد تشریع برای تمام گروهها فراهم باشد دانش آموزان هم به تشریع اندام می پردازند .

در این روش دانش آموزان اندام را به عینه مشاهده کرده و عمل یادگیری یادهی تسهیل می شود.

همچنین برای تدریس این قسمت از مولاژ و اطلس های که در آموزشگاه موجود می باشد  استفاده می شود.

روش های تدریس فعال

مقدمه

   عصرکنونی را عصری می دانند که هدف از آموزش و پرورش تنها انتقال میراث فرهنگی و تجارب بشری به نسل جدید نیست. بلکه رسالت آموزش و پرورش را ایجاد تغییرات مطلوب در نگرش ها ، شناخت ها ودرنهایت رفتار انسان ها می دانند.

  در این راستا ،معلم نقش بسیار مهم و اساسی را بر عهده دارد، زیرا علاوه برنقش هدایتی ،حمایتی، تقویتی؛ سازمان دادن به فعالیت های یادگیری دانش آموزان ورشد هماهنگ ابعاد وجودی آنان نیزبه عهده اوست.

معلم برای رسیدن به اهداف تعیین شده درفرایند آموزش دو مسیر اصلی را در پیش رو دارد؛ استفاده از روشهای سنتی و غیرفعال ویا استفاده از روش های تدریس فعال و کاربردی.

  علمای تعلیم و تربیت ، پس از سالها تحقیق و تجربه به این نتیجه رسیده اند که مؤثرترین روش آموزش ، فعال کردن خود دانش آموز است که از طریق روش علمی بهتر میسر  می گردد. یعنی دانش آموز به کمک تفکر و قوای ذهنی خود که در فطرت هر انسانی نهفته است ( مانند کنجکاوی ، حدس ، مقایسه ، نتیجه گیری ، تصور ، تخیل و...) می تواند مشکلی را شناسایی و برای آن راه حل پیدا کند. سپس آن راه حل را به مرحله اجراء بگذارد وبه نتیجه برسد.

  در این نوشتار مختصر سعی بر این است که نقش روش های تدریس فعال و کاربردی در فرایند آموزش در حد توان تبیین گردد.

   چون عنوان مقاله " نقش روشهای تدریس فعال و کاربردی در فرایند آموزش ؛ به عنوان کار آمدترین روش اثر بخشی در کلاس " است ، ابتدا تعریفی از      " روش " ، " روش تدریس فعال " و " روش تدریس غیر فعال " ارائه می گردد:

 

تعریف روش

  روش درمقابل واژه لاتینی " متد " به کار رفته است ، واژه متد در فرهنگ فارسی معین و فرهنگ انگلیسی آریان پور به روش ، شیوه ، راه ، طریق ، طرز و اسلوب معنی شده است. به طور کلی " راه انجام دادن هر کاری " را روش گویند. روش تدریس نیز عبارت از راه منظم ، با قاعده و منطقی برای ارائه تدریس می باشد.

تعریف روش تدریس فعال

  روش تدریس فعال به روشی اطلاق می شود که در آن دانش آموزان در جریان آموزش نقش فعالی به عهده دارند و معلم نقش راهنما وهدایت کننده را ایفا می کند ، تعامل دو طرفه بین دانش آموزان ومعلم وجود دارد.

تعریف روش تدریس غیر فعال

  روش تدریس غیر فعال به روشی اطلاق می شود که در آن معلم نقش اساسی بر عهده دارد و مطالب را غالبأ به شیوه شفاهی بیان می کند و معمولأ متکلم وحده است و دانش آموزان شنوده مطالب می باشند.

تاریخچه روشهای تدریس فعال

  با نگاهی به تاریخ تعلیم و تربیت جهان ، می بینیم در زمانی که آموزش و پرورش هنوز شکل رسمی نیافته بود غ انسانها ، فنون ، دانشها و مهارتهای لازم را به طور تجربی  می آموختند و شخصی به اسم معلم و شخص دیگری به اسم دانش آموز و مکانی به عنوان مدرسه یا کلاس درس وجود نداشت؛ بلکه هر فردی که مطالب یا فنون بیشتری می دانست ، به مثابه معلم و کسی که می خواست چیزی را یاد بگیرد ، دانش آموز بود. طبیعت هم به عنوان مدرسه یا کلاس درس قلمداد می شد.

  در حقیقت روش تدریس فعال به کار گرفته می شد. بنا بر این می توان گفت که قدمت به کار گیری روشهای تدریس فعال به قدمت آموزش و پرورش غیر رسمی می رسد. در گذشته افرادی همچون سقراط ، ژان ژاک روسو ، جان دیوئی ، ژان پیاژه و برونر ، اهمیت روشهای تدریس فعال را درک نمده از آن استفاده می نمودند.

روشهای تدریس فعال از دیدگاه اسلام

  در روش آموزش اسلامی ، تکیه بر پرورش فکری و پرهیز از تقلید و تکرار مطالب ، بدون درک صحیح آنها مطرح می باشد. چنانکه حضرت علی (ع) می فرماید: ارزش درک و فهم مطالب به مراتب بهتر از تکرار و خواندن است. اگر اصول دین را که از مهم ترین مسائل آموزشی دین اسلام است  بررسی کنیم ، می بینیم اصول دین تقلیدی نیست. این بدان معناست که هر فرد باید مسائل دینی را هم از طریق اجتهاد و هم با استقلال فکری درک کند.

  استاد شهید مطهری در تأکید اسلام بر پرورش فکری و پرهیز از تکرار مطالب بدون درک صحیح آنها ، اشاره می کند:

  « علم افراد ممکن است دو گونه باشد ؛ دانسته هایی که فرد حفظ کرده است ( علم مسموع ) و دانسته هایی که حاصل تجربه و تحلیل فکری است ( علم مطبوع ) . افرادی هستند که به نحوی تربیت یافته اند که آن نیروی مطبوعشان به حرکت در نیامده و پرورش نیافته است. این افراد نسبت به آموخته های خود حکم ضبط صوت را دارند و از تجزیه و تحلیل مطالب و حل مسائل عاجزند ...

  عالمی که فقط در پای منبر نشسته و سالها مطالبی را گوش کرده است و عالمی که خود به جستجوی اطلاعات و مطالب پرداخته و مسائل را تجزیه و تحلیل کرده و ورزیده شده است. علم واقعی همین شخص است.»

  مرحوم علامه محمد تقی جعفری تعقل در تربیت اسلامی را فوق العاده با اهمیت تلقی کرده و آن را به سه ماده اساسی تحلیل نموده است :

  «ماده اول : تعقل ، که باید تقویت شود ، عبارت است از تفکر هدف دار ، با انطباق قوانینی که صحت آنها اثبات شده است. این ماده ، در قرآن مجید ، با عبارات گوناگون مؤکداً مورد تذکر قرار گرفته است.

  با کلمه تفکر در 16 آیه ، با کلمه عقل در 49 آیه ، با کلمه تدبیر در 4 آیه ، با کلمه لب به معنای عقل ناب و تعقل عمیق در 16 آیه ، با کلمه فقه در 15 آیه ...

  ماده دوم : عبارت است از موضوعات وقضایایی که باید ذهن نو نهالان و میانسالان و حتی کهنسالان ، با اختلاف درکمیت و کیفیت آنها ، بر حسب مقاطع عمر ، درباره آنها تعقل کند.

  ماده سوم : تصفیه و تثبیت آن قوانینی که فعالیت عقلانی باید بر طبق آنها به جریان بیفتد.»

  بنا براین در اسلام روی تفکر و تعقل در امور بسیار تأکید شده است و ساعتی تفکر بالاتر از هفتاد سال عبادت به شمار رفته است.

  اسلام بر پرورش فکری و فعال بودن دانش آموز در جریان یادگیری، تأکید فراوان دارد .

  « ... به هر حال فکرنمی کنم این مسئله جای تردید باشد که در آموزش و پرورش هدف باید رشد فکری دادن به متعلم و به جامعه باشد.تعلیم دهنده و مربی هر که هست ؛ معلم است، خطیب است ، واعظ است ... باید کوشش کند که ( به شخص ) رشد فکری یعنی ، قوه تجزیه و تحلیل بدهد ، نه این که تمام همتش این باشد که بیاموزند، فرا گیرند ، حفظ کنند ، در این صورت ( حاصل کار او ) چیزی نخواهد شد.»  " شهید مطهری"

ضرورت به کار گیری روشهای تدریس فعال

چهار اصل پیشنهادی کمیسیون بین المللی تعلیم و تربیت

  کمیسیون بین المللی آموزش و پرورش می گوید :

  « آموزش و پرورش در طول زندگی به چهار ستون استوار است: یادگیری برای دانستن ؛ یادگیری برای انجام دادن ؛ یادگیری برای با هم زیستن و یادگیری برای زیستن.»

اگر دانش آموز یا یاد گیرنده ، بتواند موضوع یادگیری را آن طور هضم کند که معنی و مفهوم آن را به خودش ، زندگیش ، شهرش ، مردم و به جامعه اش پیوند دهد ، نه تنها مطلب را به گونه ای یاد می گیرد که هرگز فراموش نکند ، بلکه میزان علاقه اش به یادگیری بیشتر وبیشتر خواهد شد و به جستجوی مطالب تازه تر خواهد رفت.

  یادگیری برای دانستن ، یعنی یاد گرفتن روش یادگیری و استفاده از فرصت هایی که آموزش و پرورش در طول زندگی فرهم می آورد. این فرصت ها نه یک بار ، بلکه باها وباها باید فراهم آید. 

  یادگیری برای انجام دادن ، یعنی دانش آموزان در حین تحصیل ، این فرصت را به دست آورند که تواناییهای خود را از طریق تلاش و درگیر شدن با تجربه های عملی و انجام دادن فعالیتهای اجتماعی گسترش دهند.

  یادگیری برای با هم زیستن ،

  به دنبال تحقق هدفهایی است که انسانها همدیگر را بهتر درک کنند ، با تفاهم ، حق شناسی و همبستگی با هم زندگی کنند و در مقابله با مشکلات و بحران ها به طور دسته جمعی مشارکت ، همکاری و همدردی داشته و غمخوار یکدیگر باشند و حرمت ، کرامت و عطوفت انسانی را پاس دارند.

  یادگیری برای زیستن ،یعنی شخصیت هر فردی آن چنان رشد کند که بتواند خود را هدایت کند ، تصمیم بگیرد و داوری درست انجام دهد. این امرحاصل نمی شود مگراینکه قوای ذهنی ، قدرت استدلال ، حسن زیبایی شناسی ، استعدادهای جسمانی و مهارت در برقراری ارتباط با دیگران در طول عمر به ویژه دوران تحصیل ، تمرین و تقویت و تحکیم شود.

  اگردرباره این چار اصل پیشنهادی کمیسیون بین المللی تعلیم و تربیت تأمل و تفکر کرده و آنگاه بخواهیم آن را اجراء کنیم ؛ آیا با شیوه های آموزش مستقیم و یا غیر فعال می توانیم این چهار نوع یادگیری را در مدارس دنبال کنیم.

  روشن است که اجرای این چهار اصل در مدارس نیاز به روش های فعال و کاربردی در فرایند آموزش دارد. بنا براین نظام های رسمی آموزش باید از آموزش های مستقیم ( معلم محور) و شیوه های اطلاع رسانی مرسوم دوری کنند و مدارس نیز به تدریج باید به میدان تجربه های علمی ، عملی و اجتماعی تبدیل شوند. 

پرورش قوه تفکر و خلاقیت تنها با روشهای تدریس فعال و کاربردی

  این فرضیه که " آب حیاتی" وجود دارد و کودک با خوردن آن در دم به انسانی کامل تبدیل می شود ،خیالی بیش نیست. زیرا انسانها با طی طریق و همراه با تلاش و کسب دانش و تجربه های عملی ، به تدریج به زیور معرفت ، علوم و فنون آراسته می شوند و در حین گذر از این منازل و طی طریق است که نخست بالغ ، رشید و عاقل می شوند و آنگاه به تدریج قدم در راه کمال می گذارند و به منزلگاه " آب حیات " می رسند.

  روشهای تدریس سنتی و غیر فعال و یا به عبارتی معلم محور نمی تواند دانش آموزان را به تفکر وا دارد و در آنها خلاقیت ایجاد کرده و آن را پرورش دهد . به تعبیر " پائولو فرره " یادگیری انفعالی ، یادگیری به مدل" بانکی " است . دانش آموز طی یک ثلث ، به تدریج مطالب رادر ذهن خود ذخیره می کند و همان ها را در امتحان پس می دهد . بهترین نمره به کسی داده می شود که امانت های سپرده شده به صندوق حافظه را به طور کامل و بدون نقصان پس بدهد . روشهای غیرفعال و غیر کاربردی خلاقیت بالقوه ای که در نهاد هر انسانی از بدو تولد گذاشته است را خاموش می نماید . تنها روشهای تدریس فعال و کاربردی و     دانش آموز محور است که منتهی به پرورش قوه تفکر و خلاقیت در انسان ها میشود.

 

  «ابرهام مزلو» می گوید :

 خلاقیت ، توانایی بالقوه ای است که از بدو تولد به همه انسانها داده شده است . اما اکثر انسانها این خصیصه را در دوران فرهنگ پذیری خود از دست می دهند.

  روانشناسان گشتالی از رشد خلاقیت ، بیش از همه به حل مسئله تأکید دارند . آنان معتقدند «حل مسئله» گر چه از تجربیات گذشته الهام می گیرد ، اما حل مسئله ها  به شیوه بدیع (خلاقانه) ممکن است فرا سوی تجربیات پیشین فرد حرکت کند. روش حل مسئله یکی از روشهای فعال تدریس می باشد.تماس فعال با محیط زیست طبیعی ، اجتماعی و فرهنگی در واقع بستر و منابع اطلاعاتی تجربه خلاقانه محسوب می شود و اگر محیط خانوادگی و تحصیلی کودک درست وغنی باشد به همان اندازه خلاقیت کودک بیشتر خواهد بود و این همه تنها با روش تدریس کاربردی و فعال  در فرایند آموزش میسر خواهد شد. روش تدریس انفعالی و غیر فعال دانش آموز را مطیع و سرسپرده معلم می کند و از بروز خلاقیت افراد جلوگیری می نماید.«کویت پاراول پروک» می گوید:

  در صورتی که دانش آموز مجبور باشد طریقه ای مشخص و محدودی را دریادگیری دنبال کند ، به یادگیری نگرش منفی پیدا می کند و در پایان ، مطیع و سرسپرده معلم خواهد شد.

 

یاد دادن  موفقیت آمیز فقط   در پرتو روش های تدریس فعال   

  «روزن شاین» ، متفکر تعلیم و تربیت می گوید:

 یاد دادن (درس دادن) خوب، از چشمان یاد گیرنده پیداست. اما یاد دادن  موفقیت آمیز از گفتار و رفتار یاد گیرنده پدیدار می شود.

 منظور روزن شاین از این گفته پر معنی این است که بین «یاد دادن خوب» و«یاد دادن موفقیت آمیز» تفاوت زیادی وجود دارد. انسانها همیشه چیزهایی را یاد     می گیرند که با خواست ها ، خصلت ها و توانائیهای خودشان تناسب داشته باشند یا به زندگی آنها مربوط شوند.

  تمام رفتارهایی که از انسانها مشاهده می کنیم ، بر پایه همین اصل استوارند. اگر دانش آموز یا یادگیرنده ، بتواند موضوع یادگیری را آن طور هضم کند که معنی و مفهوم آن را به خودش ، زندگیش ، شهرش ،مردم و به جامعه اش پیوند دهد ، نه تنها مطلب را به گونه ای یاد می گیرد که هرگز فراموش نکند ، بلکه میزان علاقه اش به یادگیری بیشتر و بیشتر خواهد شد و به جستجوی اطلاعات تازه تر خواهد رفت . برای رسیدن به این امر باید از روشهای تدریس فعال و کاربردی استفاده نمود. اما اگر یاد دادن ها (درس ها) به گونه ای باشد که یاد گیرندگان (دانش آموزان) وادار شوند از خود رفتاری نشان دهند که هرگز به مفهوم واقعی آن پی نبرده اند یا به روشهایی عمل کنند که به«وجود خودشان» و یا«درون خودشان» ارتباطی برقرارنکنند، احساس خواهند کرد، فردی بیهوده و بی ثمر هستند ، یا بازیچه دست معلم و پدر و مادر خود قرار گرفته اند. چون هیچ انگیزه ای در آنها به وجود نیامده است.

  هر یادگیرنده (دانش آموز) با درگیر شدن مستقیم بامطالب یادگرفتنی( درس)  چنان می آموزند و به یادگیری ها و باورهای عمیق می رسد که بی درنگ در جهت آگاهی های تازه تر و بیشتر گام برمی دارد و می خواهد باز هم بداند.

          یادگیری برای باهم زیستن،به دنبال

          تحقق هدف هایی است که انسان ها   

         همدیگررا بهتردرک کنند ، باتفاهم ،

         حق شناسی وهمبستگی با هم زندگی

         کنند و درمقابله بامشکلات وبحرانها

         به طور جمعی مشارکت،همکاری و

         همدردی  داشته  و غمخوا ر یکدیگر

         باشند و حرمت ، کرامت  و عطوفت

         انسانی را پاس دارند.

  "خانم ملک سیما احمدیه" که سالهای متمادی در مدرسه دخترانه تیزهوشان تهران مشغول به خدمت    بوده اند ضمن اشاره به شرکت دانش آموزان در یک جلسه علنی دادگاه چنین آورده اند:

  «... علاوه برتأثیرات مثبت تربیتی که بچه ها از بازدید دادگاه دریافت کرده بودند ، نکات جالب دیگری نیز در حاشیه این بازدید جلب نظر می کرد ،زیرا در پایان بازدید از بارزترین سئوالاتی که از طرف     دانش آموزان مطرح می شد دریافت مشکلات اخلاقی خودشان بر اساس شناختی بود که مربی هایشان نسبت به آنها داشتند و پاره ای از آنها با صداقت نسبت به نقاط ضعف خود از قبیل کینه توزی ، عصبانیت، زودرنجی و مسائلی مانند این اعتراف می کردند ...

  در پایان از این قبیل بود که مربیان گروه فعالیت های اجتماعی ، این حقیقت را لمس کردیم که می بایستی دروس و مفاهیم اجتماعی نیز به روش بقیه دروس آزمایشگاهی و تجربی در میدان وسیع و بزرگ جامعه لمس شده و به اصطلاح با چشمان دقیق و نکته سنج بچه ها به زیر میکروسکوپی به طول و عرض زمانها و مکان هایی که آنها در آن زیست خواهند کرد ، کشانده شود.»

نقش روش تدریس فعال در زندگی یک دانشمند ایرانی

  وقتی از مرحوم دکتر هشترودی سئوال شد از کی فهمیدید که در ریاضیات صاحب چنین استعداد شگرفی هستید ، پاسخ داد: وقتی که در درس ریاضی تجدید شدم و بر حسب تصادف معلم من عوض شد.

  وچنین ادامه دادند : من در کلاس ششم آن قدر در ریاضی ضعیف بودم که همیشه معلم مدادها را لای انگشتانم می گذاشت و فشار می داد شاید تنبیه شوم و فکری به حال درس ریاضی خود بکنم و اضافه کردند که هنوز هم جای درد آن مدادها را احساس می کنم.

  ایشان گفتند : در آن سال تحصیلی بخصوص ، تابستان شرایطی پیش آمد و ما به دماوند رفتیم. در آنجا مادرم از معلم دیگری که تصادفاً آمده بود تابستانش را در آنجا بگذراند ، خواست تا مرا درس بگوید. درس گفتن او همان و بروز استعداد ریاضی من همان. در امتحانات نهایی شهریور ماه بیست گرفتم. نمره بیست من آنقدر برای معلم اصلی من باور نکردنی و عجیب بود که خودش به حوزه امتحانی رفته و ورقه مرا از نزدیک دیده بود و باز هم نمره مرا باور نکرده بود! ... به این ترتیب سرگذشت من عوض شد و آن شد که ملاحظه می فرمائید.

نتیجه گیری

  قدمت استفاده از روشهای تدریس فعال به قدمت آموزش و پرورش غیر رسمی می رسد و افرادی همچون سقراط ، ژان ژاک روسو، جان دیویی ، ژان پیاژه و برونر اهمیت روشهای تدریس فعال را درک نموده و از آن استفاده می نمودند.

  در روش آموزشی اسلام نیز تکیه بر پرورش فکری و پرهیز از تقلید و تکرار مطالب بدون درک صحیح آن مطرح می باشد و در مورد استفاده از روشهای تدریس فعال و کاربردی  در فرایند آموزش بسیار تأکید شده است.

  نتایج تحقیقات آموزشی نشان داده است که          دانش آموزان از طریق یادگیری فعال به سطح بالاتری از درک و فهم نایل می شوند. یادگیری فعال همچنین در توسعه و ایجاد فرصتهای بحث گروهی محیطی بسیار مناسب برای دانش آموزان خجالتی فراهم می آورد.

  چهار اصل پیشنهادی کمیسیون بین المللی تعلیم و تربیت مبنی بر «یادگیری برای دانستن » ؛ «یادگیری برای انجام دادن » ؛ «یاگیری برای با هم زیستن » و «یادگیری برای زیستن» تنها با استفاده از روشهای تدریس فعال و کاربردی و دوری از روشهای انفعالی و سنتی امکان پذیر می باشد.

  پرورش قوه تفکر وخلاقیت و یاد دادن موفقیت آمیز تنها با روشهای تدریس فعال و کاربردی امکان پذیر و میسر می باشد. فقط آموزش باروش فعال و کاربردی می تواند دانشمندان خلاقی را در آینده تحویل جامعه و بشریت بدهد.

پیشنهادات

  1-اولین مانع کاربرد روشهای تدریس فعال از طریق سیستم رسمی آموزش وپرورش بر فرد تحمیل می شود. تعداد دانش آموزان خارج از استانداردهای «نسبت دانش آموز به معلم » است.

  آموزش و پرورش ، گرچه از این امر آگاه است ، اما محدودیت امکانات و تقاضای آموزش و پرورش به منزله یک حق اجتماعی از طرف مردم از یک طرف و پذیرش همه دانش آموزان از طرف مدرسه برای تعریف عدالت اجتماعی از طرف دیگر ، امکان تناسب موزون نسبت دانش آموز به معلم را برای کاربرد روشهای فعال تدریس مشکل کرده است . لذا برای انجام این امر ضروری است به طرق مقتضی این مشکل مرتفع گردد.

روشهای تدریس سنتی و غیر فعال یا به عبارتی معلم محور نمی تواند دانش آموزان را به تفکر وادارد و در آنها خلاقیت ایجاد کرده و آن را پرورش دهد.              

  2- برای تدریس با «رویکرد روشهای فعال و کاربردی » بینش ، دانش و مهارت معلم لازم است . لذا باید مراکز تربیت معلم و ضمن خدمت برای به کارگیری روشهای فعال و کاربردی درفرایند آموزش ، آموزش های مورد نیاز را به معلمان بدهند.

  3- معلمان باید در شرایط فعلی آموزش و پرورش گام به گام تدریس خود را به شیوه های فعال و کاربردی مجهز کنند.